
آخ کیومرث … «پروشه تَش» هم رفت
یادداشت – احسان محمدی ◼️خبر داشتم که با یک بیماری سمج دست به گریبان است، چند باری هم تلفنی حرف زدیم، اهل شکوه و شکایت نبود. دستکم با من. دوستش داشتیم، یکی از کسانی بود که خودش خبر ندارد چند صد بار فایلهای صوتی که برایم میفرستاد را گوش میدادم. هر بار هم میگفتم: «استاد!









